الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

52

الغدير ( فارسي )

همه جانبه در سنتها و بازى كردن هوسها با آن ، فقط منحصر به مورد خطبه ى پيش از نماز نبوده بلكه به بسيارى از احكام راه يافته است و پژوهشگرانى كه در ژرفناى كتب سرگذشت نامه و حديث فرو بروند آنها را خواهند يافت . 3 - دشنام دادن مروان به امير مؤمنان ( ع ) و اين كه به گفته ى اسامة بن زيد مردكى دشنامسرا و هرزه گوى بوده است ( 1 ) . عامل اصلى اين جريان نيز عثمان بوده كه قورباغه ى لعنت شده را بر امير مؤمنان گستاخ گردانيد و كى ؟ همان روز كه به على گفت : بگذار مروان بر سر تو تلافى در بياورد . پرسيد : به سر چه چيز . گفت سر اين كه به او بد گفتى و شترش را كشيدى و نيز گفت : چرا او تو را دشنام ندهد ؟ مگر تو بهتر از اوئى ؟ ( 2 ) و گذشته از عثمان ، معاويه نيز مروان را تا هر جا زورش مىرسيد و عقلش قدمى داد بالا برد و او هم به بدترين شكلى از وى پيروى كرد و هر گاه كه بر فراز منبر قرار گرفت يا خود را در جايگاه سخنرانى يافت از هيچگونه كوششى در تثبيت اين بدعت ( دشنام به على ) فرو نگذاشت و هميشه در اين كار ساعى بود و ديگران را به آن وا مىداشت تا شيوه اى گرديد كه پس از هر نماز جمعه و جماعتى هم در هر شهرى كه كار آن با او بود رايج و متداول گرديد و هم ميان كارگزارانش در روزى كه خلافت يافت . همان خلافتى كه چنانچه امير مؤمنان باز نمود به اندازه ى ليسيدن سگ ، بينى خود را ( نه ماه ) بيشتر طول نكشيد . اين بدعت و شيوه ى ناروا چيزى نبود مگر براى تحكيم سياست روز كه خود او - مطابق آن چه دار قطنى از طريق او از زبان خودش آورده - باطن خويش را نشان داده و گفته : هيچ كس بيشتر از على از عثمان دفاع نكرد . گفتندش پس چرا شما بر سر منبرها دشنامش مىدهيد ؟ گفت : كار ما جز با اين كار سر راست نمىشود ( 3 ) ابن حجر در تطهير الجنان - در حاشيه ى صواعق ص 124 - مىنويسد : و با زنجيره اى كه حلقه‌هاى ميانجى آن مورد اطميناناند آورده‌اند كه مروان چون

--> ( 1 ) الاستيعاب سرگذشت اسامه ( 2 ) داستان آن در همين جلد و هنگام سخن از سرگذشت ابوذر بيايد - ان شاء اللَّه - ( 3 ) صواعق ابن حجر ص 33 .